امکان بر قرارى ارتباط در دوران غیبت

از پيامدهاى ديگر دوران غيبت كبرا، قطع شدن ارتباط پيروان با منجى غايب است. سختى غيبت براى همه پيروان قابل درك و لمس است؛ به همين دليل يكى از سؤالات عمده پيروان در عصر غيبت «امكان ملاقات با منجى غايب» است. در اين قسمت از تحقيق به پاسخگويى غيرمستقيم به سؤالاتى مى‌پردازيم كه در اين زمينه وجود دارد.

 الف: امكان برقرارى ارتباط با موسى عليه السلام در عصر غيبت

دوران غيبت، داراى شاخص‌هاى فراوانى است كه عدم برقرارى ارتباط به صورت معمول با موعود غايب، يكى از آن موارد است. البته اين، به معناى نفى مطلق برقرارى ارتباط نيست؛ بلكه براى افراد معدودى برقرارى ارتباط ممكن خواهد بود. غيبت موسوى هم، از اين قاعده مستثنا نيست. لذا گروهى از پيروان موسى عليه السلام در دوران غيبت اولِ ايشان كه در ميان فرعونيان داراى زندگى مخفيانه بوده است؛ با موسى عليه السلام ارتباط داشتند. اين ارتباط گيرى با استفاده از آيات قرآن، امرى روشن است؛ به طور مثال، اين آيه را ملاحظه فرماييد:

«وَ دَخَلَ اَلْمَدِينَةَ عَلىٰ حِينِ غَفْلَةٍ مِنْ أَهْلِهٰا فَوَجَدَ فِيهٰا رَجُلَيْنِ يَقْتَتِلاٰنِ هٰذٰا مِنْ شِيعَتِهِ وَ هٰذٰا مِنْ عَدُوِّهِ فَاسْتَغٰاثَهُ اَلَّذِي مِنْ شِيعَتِهِ عَلَى اَلَّذِي مِنْ عَدُوِّهِ فَوَكَزَهُ مُوسىٰ فَقَضىٰ عَلَيْهِ قٰالَ هٰذٰا مِنْ عَمَلِ اَلشَّيْطٰانِ إِنَّهُ عَدُوٌّ مُضِلٌّ مُبِينٌ‌؛»

او در موقعى كه اهل شهر در غفلت بودند، وارد شهر شد. ناگهان دو مرد را ديد كه به جنگ و نزاع مشغولند. يكى از آن دو مرد از پيروان او بود، و ديگرى از دشمنانش. آن يك كه از پيروان او  بود، از وى در برابر دشمنش تقاضاى كمك كرد. موسى بر سينه او مشت محكمى زد و كار او را ساخت و آن مرد بر زمين افتاد و مرد! موسى گفت: اين از عمل شيطان بود كه او دشمن و گمراه كننده آشكارى است.(1)

ملاحظه مى‌فرماييد كه در اين آيه، لفظ «شيعه» به كار رفته و نيز آيه گوياى گفت‌وگوى ميان او و موسى است؛ كه نشان دهنده وجود ارتباط ميان بنى‌اسرائيل و موسى عليه السلام است؛ حال آن‌كه قبلا ثابت شد كه اين برهه از زندگى موسى عليه السلام، زندگى مخفيانه و در واقع، يكى از مراحل غيبت ايشان بوده است. اما اين امر با برقرارى ارتباط با موسى عليه السلام در عصر غيبت توسط برخى از پيروان منافات نداشت.

در تأييد وجود ارتباط ميان موسى عليه السلام و پيراوانش در دوره غيبت، به حديثى از امام صادق عليه السلام اشاره مى‌كنيم؛ حضرت فرمودند:

«.. در شبى مهتابى، بنى‌اسرائيل نزد يكى از مشايخ خود كه دانشمند، بود گرد آمده و گفتند: ما به ذكر احاديث تو آرامش مى‌يابيم؛ تا كى و تا چند در اين بلا باشيم‌؟

او گفت: به خدا در اين رنج خواهيد بود تا خداى تعالى، پسرى از فرزندان لاوى‌بن‌يعقوب را كه نامش موسى‌بن‌عمران است؛ ظاهر سازد. او نوجوانى بلند بالا و داراى گيسوانى مجعّد است. در همين گفت‌وگو بودند كه موسى سوار بر استرى آمد و نزد ايشان ايستاد. شيخ، سرش را بلند كرد؛ او را از صفاتش شناخت و به او گفت: خدا تو را رحمت كند! اسمت چيست‌؟

گفت: موسى.

گفت: فرزند كه هستى‌؟

گفت: فرزند عمران.

آن شيخ بر دستان موسی بوسه زد. ديگران نيز به پاى او افتادند و بر آن بوسه زدند. موسى ايشان را شناخت و آن‌ها نيز او را شناختند و موسى، آن‌ها را به عنوان شيعيان خود انتخاب كرد.....»(2)

يكى از نكاتى كه از اين حديث به دست مى‌آيد، امكان برقرارى ارتباط با موسى عليه السلام توسط پيروانش در دوران غيبت است. بر اساس اين حديث، لفظ «شيعه» كه در آيه مذكور وجود داشت، شامل يكى از اين افرادى بوده كه توانسته بود با موسى عليه السلام ارتباط برقرار كند. نكته بعدى اين‌كه برخى از خواص بنى‌اسرائيل از مكان موسى عليه السلام در دوران غيبت اول، مطلع بودند. اما سؤالى كه در اين‌جا مطرح مى‌شود، آن است كه آيا در دوران غيبتِ دوم حضرت موسى عليه السلام كه به مراتب سخت‌تر از غيبت اول ايشان بوده، امكان برقرارى ارتباط با ايشان وجود داشته است‌؟ آيا افرادى بودند كه مانند دوره اول با موسى عليه السلام دارى ارتباط باشند؟ پاسخ اين است كه بى‌ترديد شرايط غيبتِ دوم موسى عليه السلام به مراتب سخت‌تر از غيبتِ اول ايشان بوده و لذا برقرارى ارتباط به سادگى دوره اول نبوده است؛ در عين حال، بودند افرادى كه هم شخص حضرت موسى را مى‌شناختند و هم مكان او را مى‌دانستند. شعيب عليه السلام يكى از آن افراد بود، كه اولا، حضرت موسى عليه السلام را مى‌شناخت و ثانياً، هر روز با ايشان .. مراوده داشت. اما تفاوتِ امكان برقرارى ارتباط در غيبت دوم با غيبت اول؛ به جايگاه معنوى ملاقات كننده‌ها بستگى داشت؛ به اين معنى كه در غيبت دوم، هر كسى صلاحيت و شايستگى برقرارى ارتباط با موسى عليه السلام را نداشت؛ بلكه افراد خاصى از چنين توفيقى بهرمند بودند؛ مانند شعيب عليه السلام كه داراى چنين صلاحيتى بود. در مورد اين صلاحيت، رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند: «حضرت شعيب، از محبت خدا آن قدر گريست كه نابينا شد! پس، خداوند ديده‌اش را به او بازگردانيد؛ باز آن قدر گريست تا نابينا شد؛ باز خداوند او را بينا كرد، تا سه مرتبه. در مرتبه چهارم، حق تعالى به او وحى فرستاد كه اى شعيب! تا كى گريه خواهى كرد؟ اگر از ترس جهنم گريه مى‌كنى، تو را از آن امان و اگر گريه تو از شوق بهشت است، آن را بر تو مباح كردم. گفت: اى خداى من و سيد من! تو مى‌دانى كه گريه من از ترس جهنم و شوق بهشت نيست؛ وليكن محبت تو در دلم قرار گرفته است و از شوق لقاى تو گريه مى‌كنم. پس، حق تعالى به او وحى فرستاد كه من به اين سبب، كليم خود، موسى‌بن‌عمران را به سوى تو مى‌فرستم تا به تو خدمت كند».)3)

دليل ديگر بر امكان ارتباط در عصر غيبت، همراهى هفتاد نفر از بنى‌اسرائيل با موسى عليه السلام در غيبت چهل روزه است؛ چنان‌كه قرآن در اين باره مى‌فرمايد:

«وَ اِخْتٰارَ مُوسىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً لِمِيقٰاتِنٰا فَلَمّٰا أَخَذَتْهُمُ اَلرَّجْفَةُ قٰالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيّٰايَ أَ تُهْلِكُنٰا بِمٰا فَعَلَ اَلسُّفَهٰاءُ مِنّٰا إِنْ هِيَ إِلاّٰ فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهٰا مَنْ تَشٰاءُ وَ تَهْدِي مَنْ تَشٰاءُ انْتَ‌ وَلِيُّنٰا فَاغْفِرْ لَنٰا وَ اِرْحَمْنٰا وَ أَنْتَ خَيْرُ اَلْغٰافِرِينَ‌»

و موسى از ميان قوم خود، هفتاد مرد براى ميعاد ما برگزيد و چون زلزله آنان را فرو گرفت؛ گفت: پروردگارا! اگر مى‌خواستى آنان را و مرا پيش از اين هلاك مى‌ساختى! آيا ما را به [سزاى] آنچه كم‌خردان ما كرده‌اند، هلاك مى‌كنى‌؟! اين جز آزمايش تو نيست؛ هر كه را بخواهى، به وسيله آن گمراه و هر كه را بخواهى، هدايت مى‌كنى. تو سرور مايى! پس، ما را بيامرز و به ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى! (4)

ب: امكان بر قرارى ارتباط با امام عجل الله تعالى فرجه الشريف درعصر غيبت

براساس مسلمات تاريخ تشيع، امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف داراى دو غيبت صغرا و كبرا هستند. در غيبت صغرا، برخى افراد به عنوان پل ارتباطى ميان حضرت و شيعيان انتخاب شدند. اين گروه كه به «نواب‌اربعه» معروف هستند، مشكلات و سؤالات شيعيان را به محضر امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف عرضه مى‌كردند و جواب‌هاى حضرت را به صاحبان سؤالات مى‌رساندند. بنابراين، نواب اربعه حضرت را مى‌شناختند و از محل ايشان اطلاع داشتند. اين رويه 69 سال ادامه داشت؛ اما با فوت آخرين نايب دوران غيبت صغرا، غيبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف به مرحله جديد (دوره غيبت كبرا) وارد شد.

در دوره غيبت كبرا، هر چند ارتباط مثل سابق نيست؛ ارتباط به صورت كامل هم قطع نشده است؛ بلكه هستند كسانى كه با عنايات الاهى به محضر حضرت مى‌رسند. دليل اين مطلب، تشرفاتى است كه برخى از بزرگان به محضر آن حضرت داشتند و موارد آن به حد تواتر رسيده است؛ به طورى كه قابل رد نيست. از طرف ديگر، احاديثى نيز در مورد امكان ملاقات با حضرت در دوران غيبت كبرا وجود دارد؛ به طور نمونه، به حديثى از امام صادق عليه السلام اشاره مى‌كنيم:

« لِلقائِمِ غَيبَتانِ‌: إحداهُما طَويلَةٌ و الاُخري قَصيرَةٌ فَالاُولي يعلَمُ بِمَكانِهِ فيها خاصَّةٌ مِن شيعَتِهِ و الاُخري لايعلَمُ بِمَكانِهِ فِيها إلاّ خاصَّةُ مَواليهِ فِي دِينِهِ‌

قائم داراى دو غيبت است: يكى طولانى و ديگرى كوتاه مدت. در غيبت اول، شيعيان خاص آن حضرت از جايگاه او خبر دارند؛ ولى در غيبت دوم، هيچ كس از محل او آگاه نيست، مگر ولايتمداران خاص آن حضرت كه بر دين اويند.»(5)

در اين حديث، به چند نكته اشاره شده كه يكى از آن‌ها، بحث وجود غيبت صغرا و كبرا در مورد امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف است. در ادامه، حضرت، به صورت تلويحى وجود نواب اربعه را در دوران غيبت صغرا متذكر مى‌شود و اين‌كه ارتباط در دوران غيبت صغرا به وسيله آن‌ها صورت مى‌گرفت. در واقع، اين قسمت از حديث تأييد كننده امكان برقرارى ارتباط با حضرت در غيبت صغرا است.. حضرت، در قسمت پايانى حديث، اصل وجود ارتباط را در غيبت كبرا هر چند دايره آن خيلى محدود است، بشارت مى‌دهند. پس، مى‌توان نتيجه گرفت، همان طور كه در غيبت اول موسى عليه السلام گروهى از شيعيان ايشان، توفيق برقرارى ارتباط را با ايشان داشتند، در ميان شيعيان هم بودند كسانى كه در غيبت صغرا با حضرت داراى ارتباط بودند. اين ارتباط 69 سال ادامه داشت. همچنان كه حضرت شعيب در غيبت دوم موسى عليه السلام، با ايشان ارتباط داشت، در دوران غيبت كبراى امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف هم هستند كسانى كه توفيق همنشينى با حضرت را دارند و ايشان را كاملا مى‌شناسند.

در تأييد اين مطلب مى‌توان به ماجراى ملاقات مقدس اردبيلى با امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف اشاره كرد كه علامه مجلسى آن را چنين نقل مى‌كند:

«سيد فاضل ميرعلام براى من حكايت كرد كه در يكى از شب‌ها در صحن مطهر حضرت امير المؤمنين عليه السلام بودم. آن موقع قسمت عمده شب گذشته بود. در حالى كه در صحن گردش مى‌كردم، ديدم شخصى از مقابل من، به طرف حرم منور اميرالمؤمنين مى‌رود. وقتى نزديك رفتم، ديدم، استاد بزرگوارم، مولانا احمد اردبيلى - قدس اللَّه روحه - است. من خود را از وى پنهان نگاه داشتم تا اين‌كه به طرف درب حرم آمد؛ درب بسته بود؛ ولى به مجرد رسيدن او، درب حرم باز شد و او داخل حرم گرديد! شنيدم كه سخن مى‌گويد؛ مثل اين‌كه با كسى تو گوشى حرف مى‌زند! آن‌گاه از حرم بيرون آمد و درب حرم بسته شد؛ من هم از عقب سر او رفتم، تا از شهر نجف خارج شد و به سمت مسجد كوفه رفت. من دنبال او بودم؛ ولى او مرا نمى‌ديد. همين كه به مسجد كوفه وارد گرديد، رفت به سمت محرابى كه حضرت امير المؤمنين عليه السلام در آن‌جا شهيد شده بود. مدتى آن‌جا ايستاد؛ سپس برگشت؛ از مسجد بيرون آمد و آهنگ نجف كرد. من همچنان پشت سر او  بودم تا اين‌كه رسيديم نزديك مسجد حنانه. در آن‌جا سرفه‌ام گرفت؛ به طورى كه نتوانستم از سرفه كردن خوددارى كنم. وقتى صداى سرفه مرا شنيد، برگشت؛ نگاهى به من كرد و مرا شناخت. پرسيد: تو ميرعلام هستى‌؟ گفتم: آرى. گفت: اين‌جا چه مى‌كنى‌؟ گفتم: از موقعى كه شما وارد صحن مطهر شديد تاكنون همه جا با شما بوده‌ام! شما را به صاحب اين قبر مطهر قسم مى‌دهم، آنچه امشب بر شما گذشت از اول تا آخر به من اطلاع دهيد! گفت: مى‌گويم؛ ولى به اين شرط كه تا من زنده‌ام، به كسى نگويى! وقتى به او اطمينان دادم؛ فرمود: در پاره‌اى از مسائل علمى فكر مى‌كردم و حل آن برايم مشكل مى‌نمود. به دلم گذشت كه بروم خدمت امير المؤمنين عليه السلام و حل مشكل را از آن حضرت بخواهم. موقعى كه به در حرم رسيدم؛ چنان كه ديدى درب بسته به رويم گشوده شد و داخل حرم گرديدم و از خداوند مسألت كردم كه شاه ولايت، جواب سؤالم را بدهد. ناگهان صدايى از قبر منور شنيدم كه فرمود: به مسجد كوفه برو و از قائم ما سؤال كن؛ زيرا او امام زمان تو است. من هم آمدم پهلوى محراب؛ آن حضرت را آن‌جا ديدم؛ مطلب خود را پرسيدم و حضرت جواب آن را مرحمت فرمود و اينك به منزل برمى‌گردم»(6)

  1. سوره قصص، آیه 15
  2. شیخ صدوق، کمال الدین وتمام النعمه، ج1،ص297، باب6، ح2
  3. علامه مجلسی، ارشاد القلوب، چ1، ص290
  4. سوره اعراف، آیه 155
  5. ابراهیم بن محمد نعمانی، الغیبه، ص270ف ح1
  6. علامه مجلسی، بحارالانوار،ج52، ص173
تلگرام
واتساپ
ایکس
لینکدین
ایمیل
پرینت
خانهمقالاتتماس با ماحمایت