قنوت امام محمد باقر علیه السلام

این قنوت را مرحوم سیّد بن طاووس در” مهج الدعوات” و مرحوم کفعمی در” البلد الأمین” از امام باقر علیه السلام نقل کرده اند :

یا مَنْ یَعْلَمُ هَواجِسَ السَّرآئِرِ ، وَمَکامِنَ الضَّمآئِرِ وَ حَقآئِقَ الْخَواطِرِ، یا مَنْ هُوَ لِکُلِّ غَیْبٍ حاضِرٌ، وَلِکُلِّ مَنْسِیٍّ ذاکِرٌ، وَعَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قادِرٌ ، وَإِلَی الْکُلِّ ناظِرٌ ، بَعُدَ الْمَهَلُ ، وَقَرُبَ الْأَجَلُ وَضَعُفَ الْعَمَلُ ، وَأَرابَ الْأَمَلُ ، وَ انَ الْمُنْتَقَلُ . وَأَنْتَ یا اَللَّهُ الْآخِرُ کَما أَنْتَ الْأَوَّلُ ، مُبیدُ ما أَنْشَأْتَ ، وَ مُصَيِّرُهُمْ إِلَی الْبِلی وَمُقَلِّدُهُمْ أَعْمالَهُمْ ، وَمُحَمِّلُها ظُهُورَهُمْ إِلی وَقْتِ نُشُورِهِمْ مِنْ بَعْثَهِ قُبُورِهِمْ عِنْدَ نَفْخَهِ الصُّورِ ، وَانْشِقاقِ السَّمآءِ بِالنُّورِ وَ الْخُرُوجِ بِالْمَنْشَرِ إِلی ساحَهِ الْمَحْشَرِ لاتَرْتَدُّ إِلَیْهِمْ أَبْصارُهُمْ وَأَفْئِدَتُهُمْ هَوآءٌ . مُتَراطِمینَ فی غُمَّهٍ مِمَّا أَسْلَفُوا ، وَمُطالَبینَ بِمَا احْتَقَبُوا ، وَمُحاسَبینَ هُناكَ عَلی مَا ارْتَکَبُوا ، اَلصَّحآئِفُ فِی الْأَعْناقِ مَنْشُورَهٌ ، وَالْأَوْزارُ عَلَی الظُّهُورِ مَأْزُورَهٌ ، لَا انْفِکاكَ وَلا مَناصَ وَلا مَحیصَ عَنِ الْقِصاصِ قَدْ أَفْحَمَتْهُمْ الْحُجَّهُ وَحَلُّوا فی حَیْرَهِ الْمَحَجَّهِ وَهَمْسِ الضَّجَّهِ ، مَعْدُولٌ بِهِمْ عَنِ الْمَحَجَّهِ إِلّا مَنْ سَبَقَتْ لَهُ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنی ، فَنَجا مِنْ هَوْلِ الْمَشْهَدِ وَعَظیمِ الْمَوْرِدِ ، وَلَمْ یَکُنْ مِمَّنْ فِی الدُّنْیا تَمَرَّدَ ، وَلا عَلی أَوْلِیآءِ اللَّهِ تَعَنَّدَ ، وَلَهُمُ اسْتَبْعَدَ ، وَعَنْهُمْ بِحُقُوقِهِمْ تَفَرَّدَ أَللَّهُمَّ فَإِنَّ الْقُلُوبَ قَدْ بَلَغَتِ الْحَناجِرَ، وَالنُّفُوسَ قَدْ عَلَتِ التَّراقِیَ، وَالْأَعْمارَ قَدْ نَفِدَتْ بِالْإِنْتِظارِ ، لا عَنْ نَقْضِ اسْتِبْصارٍ و لا عَنْ و عُمرها اتِّهامِ مِقْدارٍ ، وَلکِنْ لِما تُعانی مِنْ رُکُوبِ مَعاصیکَ ، وَالْخِلافِ عَلَیْکَ فی أَوامِرِكَ وَنَواهیکَ ، وَالتَّلَعُّبِ بِأَوْلِیآئِکَ وَمُظاهَرَهِ أَعْدآئِکَ. أَللَّهُمَّ فَقَرِّبْ ما قَدْ قَرُبَ، وَأَوْرِدْ ما قَدْ دَنی، وَحَقِّقْ ظُنُونَ الْمُوقِنینَ ، وَبَلِّغِ الْمُؤْمِنینَ تَأْمیلَهُمْ ، مِنْ إِقامَهِ حَقِّکَ وَنَصیرِ دینِکَ ، وَإِظْهارِ حُجَّتِکَ ، وَالْإِنْتِقامِ مِنْ أَعْدآءِكَ

اي کسی که نسبت به خطورات نهان، و آن‏چه در اندرون و باطن‏ها مخفی شده‏ است، و حقیقت و واقعیّت آن‏چه در خاطر افراد است؛ آگاه هستی. اي کسی که براي هر پنهانی، حضور داري؛ هر فراموش شده‏ اي را به یاد داري؛ بر هر چیزي توانایی و بر همه نظارت و سرپرستی می‏ کنی؛ زمانِ پیشی جویی در خیر و نیکی دور گشت، و مرگ نزدیک گردید و عمل‏ ها ضعیف و ناتوان شده ‏اند، و آرزوها به ناامیدي کشیده ‏شده اند، و زمان انتقال به جهان دیگر فرا رسید.

تو، اي خدا؛ همان گونه که آغاز هستی، پایان نیز تو هستی؛ هر چه را که ایجاد کرده ‏اي خودت نیز نابود می‏ سازي، و به فرسوده شدن و پوسیدن می‏ کشانی، و اعمال و رفتارشان را هم چون قلاده ‏اي بر گردن‏شان می ‏آویزي، و برپشت‏شان بار می‏کنی؛ تا آن‏گاه که با دمیدن در صور اسرافیل از قبرها برانگیخته و پراکنده ‏شوند؛ همان زمان که آسمان، به سبب نور روشنی شکافته می ‏شود و پس از اعلام گرد‏همایی از قبر به میدان محشر می آیند؛ چشمان‏شان به سوي‏شان نمی ‏گردد و دل‏هاي‏شان هواست. پیوسته در اندوه و غم رفتارهاي ناشایست گذشته خود غرق‏اند، و به خاطر تباهی ‏هاي گذشته‏ شان مورد بازخواست قرار می‏ گیرند، و در این جاست که بر آن‏چه مرتکب شده ‏اند مورد حساب قرار می‏ گیرند .

نامه ‏ی عمل‏ها به گردن‏ها آویخته شده، و بارهاي سنگین بر پشت هر کس نهاده شده، و هیچ جدایی و رهایی و گریزي از قصاص وجود ندارد . حجّت و دلیل روشن الهی، همه‏ی آن‏ها را ساکت و لال کرده ‏است و ضجّه کنان گرفتار حیرت و سردرگمی در برابر دلیل هاي خداوند شده ‏اند.

آن‏ها را از راه برگردانند؛ مگر کسی که از پیش تر (دنیا)، مورد لطف و نیکی خداوند قرار گرفته‏ باشد؛ چنین شخصی، از هراس و ترس چنین محلّی که بسیار مهمّ و جایگاه حضور است، نجات می‏یابد. او در دنیا از کسانی نبود که سرپیچی کرده‏ اند و بر اولیاي  الهی عناد ورزیدند، و از آنان دوري کردند، و حقّ‏شان را مخصوص خودشان دانستند بار الها؛ واقعیّت آن است که قلب‏ها به حنجره ‏ها رسیده‏است؛ روان‏ها به گلوگاه بالا آمده با انتظار رو به پایان است؛ این نه از روي نقض کردن و برهم زدن بینش است و نه به خاطر درگیري با تقدیر؛ بلکه‏، به خاطر گناه‏ هاي فراوان ، مخالفت با دستورات و نواهی تو، به بازي گرفتن اولیایت، و پشتیبانی کردن از دشمنانت می ‏باشد .

خدایا؛ گرچه فرج و ظهور نزدیک است، ولی نزدیک‏ترش ساز؛ و اگرچه به نزدیکی ما رسیده ‏است، ولی آن را برسان؛ و گمان اهل یقین را محقّق ساز؛ مؤمنان را به آرزوي‎شان که برپایی حقّ تو و یاري دین تو، و آشکار شدن حجّت تو و انتقام گرفتن از دشمنان توست برسان.