منحرف شدن مردم بر اثر عدم پیروى از جانشینان عصر غیبت
1- منحرف شدن مردم بر اثر عدم پيروى از جانشينان عصر غیبت

يكى از خطرات عمده دوران غيبت، بحث «انحراف پيروان» است كه البته تنها راه جلوگيرى از آن، پيروى از جانشينان دوران غيبت است. در اين قسمت، به تبيين مقايسه اين مطلب در قيام موسوى و مهدوى مى‌پردازيم:

الف: منحرف شدن بنى‌اسرائيل بر اثر عدم پيروى از جانشين عصر غيبت

به تصريح قرآن كريم، يكى از حوادثى كه در دوران غيبت موسى عليه السلام در ميان بنى‌اسرائيل رخ داد، «ارتداد» آنان بوده است. هنگامى كه قرار شد موسى عليه السلام براى دريافت تورات، بنى‌اسرائيل را ترك ‌كند، برادرش، هارون را به جانشينى خود معرفى كرد و از او خواست در در غيابش به اصلاح‌گرى و دورى از مفسدان بپردازد. حضرت موسى عليه السلام، در حالى بنى‌اسرائيل را ترك كرد كه آن‌ها موحد و يكتاپرست بودند؛ ولى هنگامى كه بازگشت، آن‌ها را گوساله پرست يافت! موسى عليه السلام به قومش وعده غيبت سى روزه داده بود؛ اما تقدير الهى بر چهل روز تعلق گرفت. وقتى آن حضرت، در روز مقرر بازنگشت، سامرى از فرصت به دست آمده نهايت سوء استفاده را نمود و زمينه ارتداد بنى‌اسرائيل را فراهم كرد. در اين هنگام، هارون عليه السلام به وظيفه خودش عمل كرد و به بنى‌اسرائيل هشدار داد كه در فتنه واقع شده‌اند و از آن‌ها دعوت نمود كه از اوامر او اطاعت كنند تا از اين آزمون الاهى سربلند بيرون آيند؛ چنان‌كه قرآن كريم در اين زمينه مى‌فرمايد:

" وَ لَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إِنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وَ إِنَّ رَبَّكُمُ اَلرَّحْمنُ فَاتَّبِعُونِي وَ أَطِيعُوا أَمْرِي "

(و هارون، قبل از آن، به آن‌ها گفته بود: اى قوم! شما به اين وسيله مورد آزمايش قرار گرفتيد. پروردگار شما، خداوند رحمان است. از من پيروى كنيد و فرمان مرا اطاعت نماييد!)(1)

بر اساس اين آيه، هارون عليه السلام بنى‌اسرائيل را به پيروى از خود دعوت كرد؛ ولى جواب بنى‌اسرائيل منفى بود. آن‌ها عنوان كردند تا زمان بازگشت موسى عليه السلام، بر گوساله پرستى خود باقى خواهند ماند!؛ چنان‌كه قرآن پاسخ آن‌ها را چنين بيان مى‌كند:

"قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفِينَ حَتّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى‌ "

( ولى آن‌ها گفتند: ما همچنان برگرد آن مى‌گرديم و به پرستش گوساله ادامه مى‌دهيم تا موسى به سوى ما بازگردد!)(2)

اين آيه بيان مى‌كند كه علت مرتد شدن بنى‌اسرائيل، عدم پيروى آن‌ها از جانشين موسى در دوران غيبت بوده است؛ زيرا هارون عليه السلام آن‌ها را به اطاعت و پيروى از خود دعوت كرد؛ اما جواب بنى‌اسرائيل منفى بود. به دنبال اين جواب منفى، سامرى به بنى‌اسرائيل ضربه‌اى زد كه فرعون در مدت دوران حكومتش نتوانسته بود چنين ضربه‌اى را وارد كند. بنى‌اسرائيل بر اثر عدم پيروى از جانشين موسى عليه السلام از اوج عزت كه همان يكتاپرستى بود، به حضيض ذلت كه همان گوساله پرستى بود، سقوط كردند.

ب: منحرف شدن شيعيان بر اثر عدم پيروى از جانشينان عصر غيبت

خطر انحراف امّت، به قوم و زمان خاصى تعلق ندارد؛ بلكه مانند بسيارى از موارد ديگر، داراى شرايط و قاعده خاصى است كه اگر آن شرايط فراهم باشد، مى‌تواند بسيارى را به منجلاب خودش بكشاند.

يكى از آن شرايط، عدم پيروى از جانشيان به حق الاهى است؛ امرى كه تاريخ يهود و اسلام گواه آن است. پس، خطر انحراف همچنان وجود دارد؛ به خصوص در دوران غيبت امام زمان عجل الله تعالى فرجه الشريف؛ كه زمينه بروز مجدد آن بيش‌تر است. تنها راه نجات از آن، پيروى از جانشينان حضرت در دوران غيبت است. امام حسين عليه السلام در باره وجود خطر انحراف در دوران غيبت، فرمودند :

"مِنَّا اثْنَا عَشَرَ مَهْدِيّاً أَوَّلُهُمْ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ آخِرُهُمُ التَّاسِعُ مِنْ وُلْدِي وَ هُوَ الْإِمَامُ الْقَائِمُ بِالْحَقِّ يُحْيِي اللَّهُ بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ يُظْهِرُ بِهِ دِيْنَ الْحَقِ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ لَهُ غَيْبَةٌ يَرْتَدُّ فِيهَا أَقْوَامٌ وَ يَثْبُتُ فِيهَا عَلَى الدِّينِ آخَرُونَ فَيُؤْذَوْنَ وَ يُقَالُ لَهُمْ مَتى هذَا الْوَعْدُ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ أَمَا إِنَّ الصَّابِرَ فِي غَيْبَتِهِ عَلَى الْأَذَى وَ التَّكْذِيبِ بِمَنْزِلَةِ الْمُجَاهِدِ بِالسَّيْفِ بَيْنَ يَدَيْ رَسُولِ اللَّهِ صلي الله عليه و آله"

از ما خاندان، دوازده مهدى خواهد بود كه اوّلين آن‌ها امير المؤمنين، على‌بن‌أبى طالب است و آخرين آن‌ها، نهمين از فرزندان  من است و او امام قائم به حقّ است. خداى تعالى زمين را به واسطه او پس از موت زنده مى‌كند و دين حقّ را به دست او بر همه اديان چيره مى‌نمايد؛ گرچه مشركان را ناخوش آيد. او داراى غيبتى است كه اقوامى در آن مرتد مى‌شوند و ديگرانى در آن پابرجا باشند و اذيت مى‌شوند و به آن‌ها مى‌گويند: اگر راست مى‌گوييد، اين وعده چه وقت عملى مى‌شود؟! بدانيد كسى كه در دوران غيبت او بر آزار و تكذيب دشمنان صابر باشد، مانند مجاهدى است كه با شمشير پيش‌روى رسول خدا صلى الله عليه و آله مجاهده كرده است». (3)

با استناد به اين حديث، به‌راحتى مى‌توان وجود اصل خطر ارتداد را در دوران غيبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف به اثبات رساند؛ چنان كه امام حسين عليه السلام به صراحت بدان اشاره نموده است.

درباره نقش جانشينان دوران غيبت در جلوگيرى از مرتد شدن شيعيان، به فرمايش امام هادى عليه السلام اشاره مى‌كنيم:

" لَوْ لَا مَنْ يَبْقَى بَعْدَ غَيْبَةِ قَائِمِكُمْ عجل الله تعالى فرجه الشريف مِنَ الْعُلَمَاءِ الدَّاعِينَ إِلَيْهِ وَ الدَّالِّينَ عَلَيْهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْ دِينِهِ بِحُجَجِ اللَّهِ وَ الْمُنْقِذِينَ لِضُعَفَاءِ عِبَادِ اللَّهِ مِنْ شِبَاكِ إِبْلِيسَ وَ مَرَدَتِهِ وَ مِنْ فِخَاخِ النَّوَاصِبِ لَمَا بَقِيَ أَحَدٌ إِلَّا ارْتَدَّ عَنْ دِينِ اللَّهِ وَ لَكِنَّهُمُ الَّذِينَ يُمْسِكُونَ أَزِمَّةَ قُلُوبِ ضُعَفَاءِ الشِّيعَةِ كَمَا يُمْسِكُ صَاحِبُ السَّفِينَةِ سُكَّانَهَا أُولَئِكَ هُمُ الْأَفْضَلُونَ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ" (اگر بعد از غيبت قائم شما، نبودند علمايى كه مردم را به سوى او مى‌خوانند و به سوى او راهنمايى مى‌كنند و با برهان‌هاى الاهى از دين او پاسدارى مى‌كنند، و بندگان بيچاره خدا را از دام‌هاى ابليس و پيروان او و همچنين از دام‌هاى دشمنان اهل بيت رهايى مى‌بخشند؛ هيچ كس بر دين خدا باقى نمى‌ماند. اما علماى دين، دل‌هاى متزلزل شيعيان ناتوان را حفظ مى‌كنند؛ چنان كه كشتيبان، سُكان كشتى را حفظ مى‌كند. اين دسته از علما، نزد خداوند داراى مقام و فضيلت بسيارى هستند. ) (4)

در اين حديث، حضرت تصريح مى‌كند كه خطر ارتداد در دوران غيبت وجود دارد و در ادامه حديث، به نقش علماى دين در جلوگيرى از ارتداد افراد جامعه اشاره مى‌كند كه لازمه آن، پيروى افراد جامعه از آن‌ها است. همان طور كه بنى‌اسرائيل بر اثر عدم پيروى از جانشين حضرت موسى عليه السلام در دوران غيبت او، به فتنه سامرى دچار شدند؛ اگر شيعيان هم چنين كنند، قطعا به سرنوشت بنى‌اسرائيل گرفتار خواهند شد.

حضرت در فرمايش خود، علماى دوران غيبت را به كشتى تشبيه كرده است. لازمه بهره‌مندى از كشتى، سوار شدن بر آن است. اگر كسى طالب نجات از طوفان هلاك كننده دريا است، بايد خود را به كشتى برساند؛ در غير اين صورت، سرنوشت او مانند پسر نوح عليه السلام خواهد بود.

2- گمراهى بر اثر پيروى از خواص دنيا طلب

 يكى از آفت‌هايى كه دامنگير اديان الاهى است، تأثير «خواص دنيا طلب» بر جامعه است. كسانى كه اصل دين را قبول ندارند؛ اما جهت رسيدن به اهداف دنيوى خود، به ديندارى تظاهر مى‌كنند تا در فرصت مناسب از دين به عنوان ابزار استفاده كنند. نمونه چنين خواصى در دين يهود، «سامرى» است و در آيين مسيحيت فردى به نام «پولس» است. در اسلام نيز كسانى هستند كه «سقيفه» را تشكيل دادند.

خطر خواص ديناطلب و مقدس‌نما، معمولا در دوران رحلت و يا غيبت رهبر قيام رخ مى‌دهد. در اين قسمت، به بررسى تطبيقى بحث پيروى از خواص دنياطلب در دوران غيبت موسوى و مهدوى مى‌پردازيم.

الف: گمراهى قوم موسى عليه السلام بر اثر پيروى از خواص دنيا طلب

اشتباه ديگرى كه در دوران غيبت موسوى، زمينه گمراهى بنى‌اسرائيل را فراهم آورد، پيروى آن‌ها از خواص دنيا طلب بود. اگر بنى‌اسرائيل، همان طور كه از هارون عليه السلام پيروى نكردند، از سامرى تبعيت نمى‌كردند، هرگز به چنين گمراهى‌اى دچار نمى‌شدند. اما آن‌ها همزمان، دو اشتباه بزرگ مرتكب شدند كه اولى عدم پيروى از جانشين به حق موسى عليه السلام و دومى پيروى از سامرى دنيا طلب و منافق بود. اقدام دوم آن‌ها زمينه گمراهى و ارتدادشان را تكميل نمود. سامرى، به عنوان يكى از بزرگان قوم بنى‌اسرائيل، از جايگاه مهمى در ميان مردم برخوردار بود؛ اما در غياب حضرت موسى عليه السلام فريب شيطان را خورد. سامرى «اثر پاى جبرئيل» را ديد و از آن مشتى خاك برداشت و بر گوساله خودش پاشيد، گوساله به صدا در آمد و ندای انا ربکم الاعلی سر داد و زمينه گمراهى مردم را فراهم كرد.

قرآن در اين باره مى‌فرمايد:

" قالَ بَصُرْتُ بِما لَمْ يَبْصُرُوا بِهِ فَقَبَضْتُ قَبْضَةً مِنْ أَثَرِ اَلرَّسُولِ فَنَبَذْتُها وَ كَذلِكَ سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي"

( گفت: به چيزى كه ديگران] به آن پى نبردند، پى بردم و  به قدر مشتى از رد پاى فرستاده [خدا: جبرئيل] را برداشتم و آن را در پيكر [گوساله] انداختم و نفس من برايم چنين فريبكارى كرد.)(5)

اگر اين ادعاى سامرى درست باشد، نشان دهنده جايگاه والاى او است. اين اقدام سامرى نشان دهنده دنيا طلبى و نفاق سامرى است كه در حضور حضرت موسى عليه السلام ظاهر را حفظ مى‌كرد؛ اما در غياب او چهره واقعى خود را آشكار و فتنه‌اى سهمگين را به پا كرد؛ درست همان كارى كه منافقان و خواص دنيا طلب بعد از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله با امت اسلامى انجام دادند. شباهت اقدام سامرى با اقدامات منافقين بعد از رحلت رسول خدا صلى الله عليه و آله، نفاق و دنيا طلب بودن سامرى را تقويت مى‌كنند.

نكته ديگرى كه بر نفاق و دنيا طلبى سامرى دلالت مى‌كند، فرمايش امام على عليه السلام در مورد حسن بصرى است توضيح اين‌كه وقتى امير مؤمنان، على عليه السلام بصره را فتح كرد، مردم، اطراف او را گرفتند. در ميان آن‌ها حسن بصرى نيز حضور داشت و الواحى با خود آورده بود كه هر سخنى را كه امير مؤمنان، على عليه السلام مى‌فرمود، فوراً آن را يادداشت مى‌كرد. امام با صداى بلند او را در ميان جمعيت مخاطب قرار داد و فرمود: «چه مى‌كنى‌؟!» «عرض كرد: آثار و سخنان شما را مى‌نويسم تا براى آيندگان بازگو كنم. امير مؤمنان فرمود: «بدانيد هر قوم و جمعيتى سامرى‌اى دارد، و اين مرد (حسن بصرى) سامرى اين امت است! تنها تفاوتش با سامرى زمان موسى عليه السلام آن است كه هر كس به سامرى نزديك  مى‌شد، مى‌گفت هيچ كس با من تماس نگيرد؛ ولى اين مرد، به مردم مى‌گويد: نبايد جنگ كرد.»(6). (اشاره امام به تبليغاتى است كه حسن بصرى بر ضد جنگ جمل داشت).

 ب: گمراهى شيعيان بر اثر پيروى از خواص دنيا طلب

در عصر غيبت با شروع دوره غيبت امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف، حضرت براى پيروان خود در اين دوران جانشينى تعيين كرد كه اين جانشينان در غيبت صغرا به «نواب اربعه» معروف هستند و جانشينان غيبت كبرا به «نواب عام» مشهورند.

در هر دو دوره نيز خواص دنياطلب وجود داشتند و دارند كه به دنبال رسيدن به ثروت و شهرت بوده و هستند. آن‌ها مردم را به سوى خودشان مى‌خوانند تا به اهداف مذكور نايل آيند. هرگاه شيعيان به اين خواسته‌ها پاسخ مثبت دهند، به گمراهى دچار خواهند شد. از اين خواص دنياطلب مى‌توان افرادى مانند ابومحمد حسن‌شريعى، محمد بن‌نصير نميرى، ابوطاهر محمدبن على . بن‌هلال، حسين‌بن منصور حلاج، ابو جعفر محمد بن على شلمغانى و احمد بن هلال كرخى را نام برد. تمام اين افراد در دوران غيبت صغرا ادعاى نيابت كردند. هر كس نيز از آن‌ها پيروى كرد، مانند بنى‌اسرائيل به گمراهى دچار شد. البته اين افراد از طرف امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف مورد لعن واقع شدند و خيلى زود به عذاب الهى دچار گرديدند؛ لذا نتوانستند به اهداف شوم خود برسند؛ برخلاف كسانى كه در دوران غيبت كبرا ادعاى نيابت نمودند، كه در اين دوران به جهت نبود ارتباط با امام عصر عجل الله تعالى فرجه الشريف، همانند ارتباط با امام در دوران غيبت صغرا، اين افراد امكان بيش‌ترى در گمراهى افراد به دست آوردند. بى‌شك، معناى واقعى گمراهى را در كسانى كه از چنين افرادى پيروى نمودند، مى‌توان مشاهده كرد.

  1. سوره طه، آیه90
  2. سوره طه،آیه 91
  3. شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه،ج1، ص584، ح3
  4. طبرسی، احتجاج،ج1،ص181
  5. سوره طه، آیه 96
  6. علامه مجلسی ،بحارالانوار،ح42،باب 123،ص143
تلگرام
واتساپ
ایکس
لینکدین
ایمیل
پرینت
خانهمقالاتتماس با ماحمایت