چرا در اسلام شهادت دو زن برابر با شهادت یک مرد است؟

شبهه:

خدا در آیه 282 سوره بقره علت برابر بودن شهادت دو زن در مقابل یک مرد را اینگونه بیان کرده:

" . . . وَاسْتَشْهِدُوا شَهِيدَيْنِ مِن رِّجَالِكُمْ فَإِن لَّمْ يَكُونَا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ مِمَّن تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَدَاءِ أَن تَضِلَّ إِحْدَاهُمَا فَتُذَكِّرَ إِحْدَاهُمَا الْأُخْرَى. . .(. . . و دو شاهد از مردانتان را به شهادت طلبید، پس اگر دو مرد نبودند، مردی را با دو زن، از میان گواهانی که ]به عدالت آنان[ رضایت دارید ]گواه بگیرید[، تا ]اگر[ یکی از آن دو ]زن[ فراموش کرد ]یا به اشتباه افتاد[، ]زنِ[ دیگر، وی را یادآوری کند ...)

اینکه خدا در این آیه گفته دلیل شاهد گرفتن دو زن این است که اگر یکی فراموش کرد دیگری به یاد او بیاورد دلیل قابل قبولی نیست چون اولا هیچ دلیلی مبنی بر کم حافظه بودن همه زنها و خوش حافظه بودن همه مردهد وجود ندارد و ثانیا خدا با این حکم، ارزش زنها را پایین آورده از این جهت است که می گوییم این استدلال بسیار ضعیف بلکه نادرست است پس به این نتیجه می رسیم که این کتاب نمی تواند از طرف خدا باشد چون محال است خدا چنین استدلال ضعیفی بیاورد

پاسخ:

قبل از جواب خوب است بدانیم در اسلام شرایطی برای شاهد گفته شده از جمله:

عاقل بودن[1]

بالغ بودن[2]

عادل بودن( عادل کسی است که اهل انجام گناهان کبیره نباشد)

مسلمان بودن[3]

حلال زاده بودن

ذی نفع نبودن

 دشمن نبودن شاهد با یکی از طرفین دعوی

بنابراین؛ اولا: در موارد بالا هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست و به طور کلی هر کسی قرار است به عنوان شاهد در دادگاه حاضر شود باید شرایط فوق را دارا باشد.

ثانیا: در اسلام شهادت زنان و مردان به این صورت است که گاهی:

  • شهادت زن و مرد قبول است[4]
  • گاهی فقط شهادت مرد(دو مرد) پذیرفته می شود[5]
  • گاهی شهادت زن(یک زن) به تنهایی[6] قبول است[7] و شهادت هیچ مرد دیگری به جای آن زن، پذیرفته نیست(جالب اینکه در فقه، هیچ گاه شهادت یک مرد به تنهایی مورد قبول نیست! سوال این است که آیا این دلیل ارزشمند بودن زن در مقابل مرد است؟ جواب منفی است چون وضع این تکالیف[8]، نه دلیل برتری مردان بر زنان است و نه دلیل برتری زنان بر مردان، بلکه آنچه در شهادت اهمیت دارد دیده ها و شنیده هایی است که در صحنه شهادت رخ داده و هیچ ربطی به ارزش شهادت دهنده، فراموشی یا عدم فراموشی و جنسیت او ندارد. به طور کلی، دلیل صدور احکام، سنجش ایمان و فرمان پذیری افراد است نه تعیین جایگاه و ارزش افراد)

ثالثا: در این آیه، یکی از زنان به عنوان یادآور با زن دیگر همراهی می کند یعنی شهادت یک زن هم قبول است و آن زن دیگر فقط به عنوان تائید کننده و یادآور است[9].

رابعا: شهادت دادن دو قسم است:

الف) قسم اول شامل مواردی مانند قرض و معاملات و ازدواج و طلاق و . . . است که طرفین، کسانی را به عنوان شاهد فرا می خوانند تا شاهد ماجرا باشند.

ب) مواردی مانند قتل، جرح(زخمی کردن)، زنا، لواط و . . . که افرادی به اختیار خود یا از روی اتفاق، شاهد واقعه ای هستند.

در مورد اول کسی مجبور نیست خود را شاهد ماجرایی قرار دهد اما اگر شاهد شد باید برای شهادت حاضر شود. از این جهت اگر کسی که می خواهد شاهد بگیرد به جای دو زن، فقط یک زن یافت، آن زن به تنهایی نمی تواند به عنوان شاهد قرار گیرد و چون اگر کسی شاهد شود شهادت دادن بر او واجب میشود با یافت نشدن زن دوم این تکلیف از او ساقط می گردد.

در مورد دوم هم اگر یک زن شاهد باشد در صورتی شهادت دادن بر او واجب می شود که زن دیگری به او ضمیمه شود و حاضر به شهادت هم باشد ولی اگر شاهد دیگری در کار نبود یا حاضر به شهادت نشد بر زن اول لازم نیست برای شهادت حاضر شود و این به خودی خود باعث رفع این تکلیف از او خواهد شد و این یک امتیاز است که اسلام برای زنان قائل شده!

خامسا: احکام اسلامی در حمایت از زنان صادر شده مثلاً اگر مرتد فطری، مرد باشداعدام می شود اما اگر زن باشد اعدام نمی شود؛ همچنین در امور اقتصادی در تمام احکام اسلامی، خدا حتی یک مورد وظیفۀ اقتصادی بر عهدۀ زنان نگذاشته و زنان در این زمینه، همیشه تحت حمایت مردان قرار می گیرند؛ چه به عنوان دختر، چه به عنوان مادر، چه به عنوان همسر؛ مسائل اجتماعی نیز به همین منوال است یعنی خداوند از زنان حمایت می کند و به مردم سفارش می کند که مسئولیت های اجتماعی سنگین و پرمخاطره را به دوش زنان نیندازند و آنان را وارد مسائلی که با روحیه لطیفشان سازگاری ندارد نکنند. یکی از این موارد، همین شهادت دادن است که در درجۀ اول، سفارش می کند، زنان را به عنوان شاهد نگیرند، ولی اگر مجبور شدید، دو زن را شاهد بگیرید، تا بتوانند از یکدیگر حمایت کنند.

بنابراین دلیل آیه اصلاً و ابداً ربطی به جایگاه و ارزش زن نداشته و حکمی است مانند سایر احکام تا ایمان و اطاعت پذیری مردم مورد آزمایش قرار بگیرد

سادسا: اصولا شهادت دادن یک حق نیست که اسلام بخواهدبا صدور احکام ، آن را به کسی بدهد یا از کسی بگیرد بلکه وظیفه ای است که اگر به عهده کسی بگذارد، تکلیف و زحمتی به عهده اش گذاشته و اگر به عهده کسی نگذارد، تکلیف و زحمت را از عهده اش برداشته!! و بسیار جای تعجب دارد که کسی بخواهد به خاطر اینکه خدا تکلیفی را از عهده اش برداشته از اسلام و قرآن ایراد بگیرد ، این ایراد گرفتن مانند این است که  زنان بخواهند به خاطر اینکه خدا نماز و روزه را در ایام عادت از آنها برداشته، اعتراض کنند و بگویند با این کار ارزش زنها پایین آمده!! این در حالی است که همه می دانیم عبادت یک حق نیست بلکه یک تکلیف است. در این جا هم می گوییم که شهادت دادن یک حق نیست بلکه یک تکلیف است پس چگونه است که برداشتن تکلیف از زنان در ایام عادت، باعث اعتراض کسی نمی شود اما برداشتن تکلیف از زنان در شهادت دادن باعث اعتراض می شود؟ به همان مقدار که اعتراض به عدم عبادت زنان در ایام عادت، مضحک و نامعقول است اعتراض به بحث شهادت دو زن هم مضحک و نامعقول است.

در نهایت می گوییم:

به دلایل زیر نه استدلال قرآن در تعلیل شهادت دو زن برابر یک مرد ضعیف است نه این مسئله باعث پایین آمدن ارزش زنان می شود:

1- در اسلام، شرایطی برای شاهد وجود دارد؛ که این شرایط، هیچ ربطی به ارزش زنان و مردان ندارد.

2- در برخی موارد، شهادت یک زن به تنهایی کافی است و شهادت هیچ مردی نمی تواند جایگزین آن شود.

3- شهادت دادن یک تکلیف است نه یک حق؛ تا اگر از دوش کسی برداشته شد، مورد اعتراض قرار گیرد.

4- آنچه در شهادت اهمیت دارد علم به دیده ها و شنیده هایی است که در صحنه شهادت وجود داشته و هیچ ربطی به ارزش فرد، فراموشی یا عدم فراموشی زنان و مردان و تقدم جنسیت هر یک بر دیگری ندارد.

5- خداوند غالباً از زنان بیشتر از مردان حمایت کرده است و در بحث شهادت دادن هم که یک تکلیف است، با وجوب شهادت دو زن، این تکلیف را بین آنان تقسیم نموده تا زحمت کمتری بر دوش آنان قرار بگیرد.

پی نوشت:

[1]- شهادت سفیه(کسی که از نظر عقلی کمبود دارد ولی در حد دیوانه نیست) و مجنون(دیوانه) پذیرفته نیست

[2] - نکاتی در شهادت افراد نابالغ باید مورد توجه قرار گیرد: 1-  شهادت نابالغ به صورت مستقل(بدون اضافه شدن به دو مرد عادل بالغ ) اصلا پذیرفته نیست و تنها می تواند به عنوان مزید اطلاعِ  قاضی مورد استفاده قرار بگیرد 2- به نظر تمام مراجع تقلید، شهادت کودک غیرممیّز(کودکی که خوب و بد را تشخیص نمی دهد) پذیرفته نیست 3- طبق نظر اکثر مراجع تقلید، شهادت کودک ممیّزی(کودکی که خوب  و بد را تشخیص می دهد امام هنوز بالغ نشده) که به سن ده سالگی نرسیده در غیر از قتل پذیرفته نیست.

[3] - شهادت شخص غیر مسلمان به نفع یا به ضرر یک مسلمان - مگر در  موارد خاصی- پذیرفته نیست

[4] - مانند شهادت بر قرض و جنایتی که موجب دیه است و همچنین شهادت بر ازدواج (به طور کلی در امور مالی، شهادت زنان به تنهایی-بدون انضمام به مردان- مورد قبول نیست ولی اگر زن و مرد هر دو برای شهادت حاضر شوند شهادت هر دو قبول است)

[5] - ارتداد ، شرب خمر، حد سرقت و کلیه امور شرعی که حق الله محض است مانند زکاة ، خمس ، نذر ، کفاره و دعاوی نظیر اسلام، بلوغ ، جرح ، رؤیت هلال ، وکالت ، وصایت، گواهی دو مرد معتبر است (البته در برخی شکلها و شرایط آن، اختلافاتی وجود دارد اما کلیات آن تنها شامل موارد ذکر شده است)

[6] - اگر زنی که وضع حمل کرده ذی نفع باشد، (مثلا از فرزند خود ارث ببرد) زن قابله می تواند شهادت دهد و شهادت آن زن به تنهایی قبول است

[7] - مانند شهادت بر زنده متولد شدن طفل که باعث اثبات ارث می شود - بکارت و عیوب جنسی زنان

[8] - شهادت یک تکلیف است نه حق که کسی آن را مطالبه کند

[9] - باید توجه داشت که حکم نهایی قاضی بر اساس علمی است که از شهادت  شاهدان و مدارک و اسناد  به دست می آید، بنابراین اگر با شهادت دادن یک زن، آن علم برای قاضی حاصل شود، شهادت آن زن به تنهایی کافی است.

تلگرام
واتساپ
ایکس
لینکدین
ایمیل
پرینت
خانهمقالاتتماس با ماحمایت