وظایف شیعیان ۱۹

ادامه نامه امام صادق علیه السلام به شیعیان

صبر و خشنودی نسبت به مقدرات الهی

. . . و هرگز کسی به خیری از جانب خدا نرسد مگر به وسیله‌ی اطاعت از خداوند و بردباری و خشنود بودن، زیرا بردباری و خشنودی، قسمتی از اطاعت کردن خداوند است و بدانید که ایمان [کامل] نیاورد بنده‌ای از بندگان خدا، مگر اینکه از خداوند راضی باشد، درباره‏ی آنچه خداوند نسبت به او انجام داده و با او کرده، چه مورد پسند او باشد و چه نباشد زیرا خداوند هرگز نسبت به کسی که بردبار و خشنود از او باشد جز آنچه را صلاح و شایسته‏ی  اوست، انجام ندهد و همان که خدا انجام داده، برای او بهتر است از آنچه مورد پسند خود او باشد یا آن را خوش نداشته باشد.

 ایمان کامل در نتیجه صبر و رضایت نسبت به مقدرات الهی

  کلمه‌ی« عبید» همیشه در جاهایی استعمال می‌شود که بار منفی داشته باشد و بر خلاف آن کلمه‌ی«عباد» که جمع کلمه«عبد» است و در معانی مثبت ومنفی به کار می‌رود، به عنوان مثال خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید:

«وَ مَارَبُّکَ بِظَلّامٍ لِلعَبِید».۱  «یعنی پروردگار تو هرگز به بندگان[خود] ستم روا ندارد »

 و در این جمله چون بحث از ظلم است و ظلم مقوله‏ای ناپسند است، کلمه‌ی«عبید»به کار برده شده و از «عباد» استفاده نشده‏است و در نتیجه معنای آیه چنین است که اگر بلایی بر سر بندگان خدا می‌آید، در واقع خود آنها مقصّرند و خدا در حق آنها کوتاهی نکرده‏است. پس امور نامطلوب دنیا، نتیجه‌ی اعمال نامناسب خود انسان است و عامل اصلی آن، خود اوست، و چه قاصر باشد و چه مقصر، در هر صورت تخلف و خطا از جانب خود اوست و انسان می‌بایست در هر حال چه فقر و چه ثروت، چه بیماری و چه صحّت، چه حالت خوشی و چه حالت ناخوشی و غیره، رضایت به مقدّرات الهی داشته باشد و حضرت امام صادق علیه السلام، در این قسمت از نامه با استفاده از لفظ «لن» در جمله، سلب ایمان کامل و ابدی، برای کسی که راضی به قضای الهی نباشد را تاکید می‌فرمایند و منظور ازایمان، در این‏جا درجات بالای ایمان است، چرا که ایمان درجاتی دارد و اگر کسی به مقدّرات الهی رضایت نداشته باشد، در درجه‌ی بالای ایمان قرار ندارد و ایمان او کامل نیست.

 در ادامه‌ی نامه، کلمه‌ی «صَنَع»یک بار با «إلی» و بار دیگر با حرف «ب» متعدّی شده است. ماده‌«صَنَع» اگر با «الی» آمده باشد به معنای نیکی و خوبی است امّا اگر با حرف«ب» بیاید به معنای بدی و امور ناخوشایند است. به عنوان مثال اگر خداوند به کسی سلامتی داده باشد می‌گویند: «صَنَعَ اللهُ اِلَیهِ العَافِیَه » و اگر سلامتی را از کسی سلب کرده باشد و او را به بیماری دچار فرموده باشد می‏گویند: «صَنَعَ اللهُ بِهِ المَرَض ». در این قسمت از نامه، حضرت امام صادق علیه السلام می‌فرمایند: «صَنَعَ اللهُ اِلَیهِ وَ صَنَعَ بِهِ عَلَی مَا أَحَبَّ وَ کَرِهَ » یعنی «صَنَعَ اللهُ اِلَیهِ» مربوط به «مَا أَحَبَّ » و «صَنَعَ بِهِ» مربوط به «کَرِهَ» می باشد، پس انسان باید بپذیرد، وضعیتی که در آن قرار دارد، به مصلحت او و مطابق با مقدّرات الهی است و اگر برخی از امور و اوضاع پیش آمده را نمی‌پسندد و از وضعیت خود، دل خوشی ندارد، با خود بگوید: خداوند این وضعیت را برای من قرار داده و من راضی به رضای او هستم.

همچنین حضرت امام صادق علیه السلام در این قسمت از نامه، دوبار از لفظ«لَن» که برای نفی ابدی می‌آید، استفاده فرموده‌اند، یک بار نسبت به خدا یک بار نسبت به بندگان خدا و امّا نسبت به خدا می‌فرمایند: حاشا که خداوند کاری خلاف مصلحت انجام دهد، مثلا به یک نفر آن‏قدر فرزند می‌دهد که از عهده‌ی مخارج آن‌ها بر نمی‌آید و دیگری آن‏قدر نذر و نیاز می‌کند که صاحب فرزند شود، اما صاحب اولاد نمی‌گردد، مسلماً مصلحت این دو شخص یکسان نیست و نسبت به بندگان خدا می‌فرمایند: هرگز به ایمان کامل نمی‌رسد کسی که راضی به مقدّرات الهی نباشد.

در پایان شرح این قسمت از نامه، نکته‌ی حائز اهمّیّت این است که بین صبر و رضایت و مقدّرات الهی، تفاوت وجود دارد و این دو مقوله دارای درجات متفاوتی هستند، گاهی اوقات بنده ای از خداوند شکایت می‌کند و خداوند را این گونه مورد خطاب قرار می‌دهد که چرا وضعیت من چنین است؟ و چرا فلان کار را در حقّ من کردی؟ و چرا؟ و چرا؟ و چنین بنده ای نه صابر است نه راضی اما گاهی بنده از خداوند شکایت نمی‌کند و این سکوت او ناشی از عقل و فهم و تحمّل اوست امّا در عین حال راضی هم نیست، چنین بنده ای با این که صابر است، راضی نیست . اما درجه‌ی بالاتر که منظور حضرت علیه السلام نیز از رضایت همان می باشد، این است که بنده علاوه بر اینکه به درگاه خداوند شکوه نمی‏کند، شکر خدا را نیز به جا می‌آورد، چنین مقامی، مقام رضایت است و چنین بنده ای را صابر و راضی گویند.

 نمونه‌های بارز از صبر و رضایت بر مقدّرات الهی در شدائد و مصائب در تاریخ زندگانی پیامبران الهی و نبیّ مکرّم اسلام حضرت محمّد مصطفی صلی الله علیه وآله و سلم و حضرت صدیقه‌ی طاهره فاطمه‌ی زهراعلیها السلام  و یکایک از حضرات ائمه اطهارعلیهم السلام بالاخص حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف به وفور دیده می‌شود که علاقه‌مندان را جهت مطالعه بیشتر در این زمینه به کتب تاریخ زندگانی آن بزرگواران ارجاع می‌دهیم.

لازم به ذکر است، تعریف صبر، اقسام صبر، صبر در هنگام بلا و خشنودی نسبت به قضای الهی، روایاتی چند در باب صبر، صبر امام زمان علیه السلام  بر بلایای زمان غیبت امام زمان علیه السلام در قسمت یازدهم این نامه به تفصیل مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.

منابع :

[۱] سوره فصلت /۴۶٫

[۲] درسنامه امام صادق علیه السلام صفحات ۱۲۵ تا ۱۲۹، با اندکی تغییر تلخیص.